طبقهبندیهای اجتماعی تعریفهای کلاسیک و علمی دارد و میتوان از کتابهای جامعهشناسی این تعریفها را استخراج کرد ولی با توجه به این که جامعه ایران، تافته جدا بافتهای است اين تعريف دست اول را كه از يك وبلاگ استخراج كردهام ملاحظه بفرماييد.
طبقه بندی اجتماعی در ایران*
اجتماع ایران از لحاظ ارزشی به 5 گروه عمده تقسیم بندی میشوند
1- آخوندها که ستون فقراتند و بدون آنها دنیا نابود می شود، در ضمن ملاها تنها نمایندگان امام زمان بر زمینند که SMS های امام زمان را به بقیه ابلاغ می کنند.
2 - بازاریها که پاکترین آدمهای روی زمینند و همیشه پول بلیط هواپیمای آخوندها را آنها پرداخت میکنند تا امام زمان هر چه زودتر ظهور کند و قیمت موبایل و آهن بالا برود تا آنها بتوانند هر سال هیئت های مجللتری برپا کنند، در ضمن اگر فرزند آنها پسر باشد برایش پراید سفید می خرند و اگر دختر باشد، رنو. از مشخصات عمده این قشر علامت مهر نماز روی پیشانیشان است که هوش از آدم می رباید.
3 - بسیجیان که همیشه منتظر امام زمانند و در عشق انتظارش، آدم هم میکشند.
4 - بقیه مردم که همانند طبقات بالا منتظر امام زمانند تا هر چه زودتر ظهور کند و قیمت نان بربری و موبایل بیاید پایین تا بتوانند برای همدیگر smsهای سکسی بفرستند و همدیگر را دست بیاندازند و به نژادهای مختلف بخندند. موسیقی مورد علاقه این طبقه افتخاری و داریوش و اِبی است. آنها شریعتی و سروش را هم خیلی دوست دارند.
5 - فرهنگیان (روشنفکران- نویسنده ها- دانشجویان - هنرمندان و ... که در آخرین طبقه اند) که از بس کُتک خوردهاند دیگر منتظر هیج چیزی نیستند.
البته خانمها هم که در نظام اسلامی کلا سانسور میشوند، پس نقش نخودی دارند و به همین دلیل در این طبقه بندی نمیگنجند.
در اين مجموعه طبقهبندي اجتماعي كه در بالا خوانديد و خالي از مزاح هم نيست تكليف ما با حاكم ستمگر كه امروزه آخوند است و بسيجي و پاسدار و بازاري كه منافع اقتصادي جامعه را ميبرند و ميچاپند روشن است كه ما از آنها انتظاري نداريم و قرار نيست كه آنها طرفدار ضعفا باشند. قرار نيست كه آنها با اقليتهاي دینی كه از آسيبپذيرترين بخشهاي جامعه هستند رفتاري جز رفتار تحقيرآميز و نگاه از بالا داشته باشند. از توده مردم هم به دليل عدم آگاهي انتظاري نميتوان داشت که رفتاری بخردانه داشته باشند. ميماند مشكل با طبقه پنج جامعه كه فرهنگي است، نويسنده و هنرمند است و از خوان يغما هم بهرهاي نميبرد و كتك خورده است ولي با ساز حاكم مستبد و آخوند ستمگر و نظامي و بسيجي و پاسدار آدمكش همراه است و بر طبل اقليت ستيزي ميكوبد.
در تمامي طول تاريخ مكتوب زبان فارسي دري عليه گبر (زرتشتي)، ترسا (مسيحي)، جهود (يهودي) نوشتهاند و به آنها انواع تحقيرها را روا داشتهاند و از هيچ بياحترامي فروگذاري نكردهاند. اگر دگرانديشان ديگري هم به مانند بهاييها سرو كلهشان پيدا شده آنها را نيز بينصيب نگذاشتهاند. حتي آنها را به بالاي فهرست لعن و طعن و نفرين افزودهاند و از بام تا شام بر طبلاشان علیه آنها كوبيدهاند که اين اقليتها كه همه ميدانيم كه در جامعه بزرگ ايران نه مالشان رقمي است و نه تعدادشان عددي باعث بدبختي ملت ايران شدهاند و هستند.
شوربختانه اين منحصر به درون مرزهاي ايران نيست. اقليت ستيزي بويژه يهودستيزي در خارج از وطن مالوف آن هم پس از انقلاب و آن هم پس از سي سال مبارزه براي رعايت حقوق بشر، به موضوعي عادي و فراگير در جامعه ايراني تبديل شده است. افرادي كه لباس روشنفكري به تن كردهاند، از طيف سلطنتطلب گرفته تا جمهوريخواه، از چپ گرفته تا راست به مانند گماشتههاي اساس و در هیئت نئونازیها، اگر نگوییم اجیر شده رژیم آخوندی به بازیچه دست امنیتیهای رژیم تبدیل شده و تئوری نژادپرستی را جلا دادهاند و جای قربانی را با قاتل عوض کرده و میکنند. اگر نمیتوانستند هیتلر و جنایتهایش را تطهیر کنند او را از اخلاف یهودیان قلمداد میکردند تا یهودستیزی او را ناشی از داشتن خون یهودی در رگهای او عنوان کنند و بگویند اصولا وقوع هولوکاست به خاطر خون یهودی در رگ اوست. یعنی قاتل یهودی است و قربانی هم یهودی است و امروز هم به تأسی از مهدی خزعلی و ابراهیم یزدی، احمدی نژاد را یهودی زاده میخوانند تا بگویند که او با کارهایی که علیه ملت مظلوم ایران می کند نمیتواند مسلمان زاده باشد و فقط یهودی و خون یهودی است که توطئه می کند.
به نمونهای از این افکار نگاه کنیم:
«همین تفکر مذهبی که به صورت فرموله شده و در قالب سوره وآیه و آموخته در کتاب تلمود موجود است به یهودی اجازه میدهد که دروغ، وقاحت، بی شرمی، بی اخلاقی، ناپایبندی به بدیهیات انسانی، زیر پا گذاشتن تعهدهای انسانی ... را نه تنها یاد بگیرد، بلکه از بدو کودکی، که این آموزشها آغاز می شود آنها را در زندگی روزمره برای موفقیت خود به کار گیرد.»
تصور نکنید که این فرمایشات از طرف محمدرضا رحیمی معاون احمدی نژاد صادر شده است. بلکه این گفتار برآمده از اندیشه یکی از فرهیختگانی است که اتفاقا علیه حکومت جمهوری اسلامی به شدت مبارزه میکند. اما جالب اینجاست میتوان شباهتی بی بدیل بین گفتار او و معاون احمدی نژاد پیدا کرد، شباهتی که هر عقل سلیمی را به تفکر در صحت ادعاها و مبارزه برخی جریانها وا میدارد. برای یادآوری فرازی از گفته های محمد رضا رحیمی در مورد تلمود و یهودیان در زیر باز نشر میشود:
«توسعه و گسترش مواد مخدر ریشه در آموزههای غلط کتاب تلمود مربوط به صهیونیستها است که در این کتابها آموزش داده میشود که چگونه خون مردم را بمکند و چگونه غیر یهود را نابود کنند.کتاب تلمود برای تربیت یک مشت صهیونیست به منظور ویران کردن کل جهان است.»
واژه شرمتان باد را ارزانی آنها میکنم و از خوانندگان این سطور و این ویژه نامه اقلیتها درخواست میکنم که هشیار باشند از نشانی غلط دادن ناکسان که به هر شکلی خود را جلوه می دهند.
پانویس:
* http://nilian1807.blogspot.com/2006/03/blog-post_17.html
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر